تبلیغات
تغییر ناگهانی | Mutation
پنجشنبه 12 خرداد 1390  09:20 بعد از ظهر

دلتنگی...
یه وقتایی دل تنگم،هوای تازه میگیره
کنار سکو میشینه،یه جون تازه میگیره
           یه وقتایی که اینجایی،حواسم پرت نگاته
            نزن پلکی که این قلبم،طلسم برق پلکاته
دلم حوری میریزه،نزن پلکی که من خستم
نزن عشقم که دنیام و به نور چشم تو بستم
        یه وقتایی که دلتنگم،یه گوشه دنجی میشینم
        به یاد چشم ناز تو،شب و روزمو میبینم
یه وقتایی یه وقتایی میاد اون روز که اینجایی
میاد اون روز میاد اون روز که هرروزش تو بامایی
نزن پلکی که من خستم نزن پلکی که من مستم
نزن ای عشق نزن ای راز نزن که به تو وابستم 
   یه وقتایی دل تنگم،هوای تازه میگیره
کنار سکو میشینه،یه جون تازه میگیره
           یه وقتایی که اینجایی،حواسم پرت نگاته
            نزن پلکی که این قلبم،طلسم برق پلکاته  







  • آخرین ویرایش:پنجشنبه 2 تیر 1390
جمعه 23 اردیبهشت 1390  11:22 قبل از ظهر

تو جاده
تو جاده وقت تنهایی
دلم می گیره هنوزم گاهی!
وقتی که نیستی جاده خالیه
شب تنهایی عجب جاییه!
می خونم از بارون می خونم از چشمات  من و بارون تو و چشمات منتظر ابر بهاریم!!!
زیر سقف آسمون آبی
ما نمی سازیم هنوزم گاهی!
نترس عزیزم خدا بزرگه
اینجا زمینه همه جاش گرگه!
می شنوم صداتو سر خوش میشم باهاتو سایه رو میشکافمو میبینم نگاتو!!!
توی زمستون با سوز و سرماش
میتونی باشی هنوزم باهاش
بشنو صداشو ببین نگاشو
نشین یه گوشه عزیزم پاشو
میخوایم همیشه باهم بمونیم  نشیم سپیده زودی تموم شیم نرسیم به هم آخر بپوسیم!!!
می خوام که دنیا بدونه
هیچکس نمیخواد با من بمونه!
 بیا نگاه کن منو صدا کن
رفیق عزیزم دستاتو وا کن!
تو جاده وقتی تنهایی
دلم می گیره هنوزم گاهی!!!
 وقتی که نیستی جاده خالیه
 شب تنهایی عجب جاییه!!!
تو جاده...


  • آخرین ویرایش:جمعه 23 اردیبهشت 1390
جمعه 29 مرداد 1389  10:24 بعد از ظهر
نام کتاب: (دور از دسترس ،) توسط: حمید رضا زارعی

با من برقص ای شب شکن 

ای هوریه عربده زن

با من بخون سوسوی نور

ای همین نشین ای از تو دور

 

با من برقص تو این قفس

تو این دنیای بی نفس

برقص برقص با من برقص

دوری تو معنیه حبس 

 

دورو برم برقص برقص

هر جا میرم بازم برقص

تو شب پر ستاره هم

دستم بگیر با من برقص

 

رقص تو زیبایه برام

هرجا میری منم میام

برقص که خندون میمونم

با تو هرجا که بخوام


  • آخرین ویرایش:-
جمعه 29 مرداد 1389  10:23 بعد از ظهر
نام کتاب: (دور از دسترس ،) توسط: حمید رضا زارعی

دوباره شب رسید از نو !

همون آغاز بی پایان !

همون غمگینی مفرط!

همون چشمای پر باران !

 

دوباره کوچه ی خلوت !

دوباره اسم رویایی!

دوباره تاری ممتد !

دوباره  حس زیبایی!

 

دوباره کوچه ی ذهنم!

یه بن بست فراموشیست!

دوباره نیستی و قلبم!

همش دنباله خاموشیست!

 

نشستم توی این کوچه !

که تو برگردی از اون دور !

تمام چشم من گیره!

میاری با خودت یک نور!


  • آخرین ویرایش:-
  • تعداد کل صفحات :13  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...